السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

46

تفسير الميزان ( فارسي )

قومش گفتند : « أنُؤْمِنُ لَكَ وَاتَّبَعَكَ الأَرْذَلُونَ قالَ وَما عِلْمِي بِما كانُوا يَعْمَلُونَ إِنْ حِسابُهُمْ إِلَّا عَلى رَبِّي لَوْ تَشْعُرُونَ » « 1 » و نيز در خطابش به رسول خدا ( ص ) فرمود : « ما عَلَيْكَ مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَيْءٍ وَما مِنْ حِسابِكَ عَلَيْهِمْ مِنْ شَيْءٍ » « 2 » . * ( « لا حُجَّةَ بَيْنَنا وَبَيْنَكُمُ » ) * - شايد مراد اين باشد كه هيچ حجت و دليلى كه دلالت كند بر اينكه بعضى از مردم بر بعضى ديگر مقدمند در بين ما نيست ، تا يكى از ما با آن دليل استدلال كند بر اينكه مقدم بر ديگران است . احتمال هم دارد كه اين نفى كردن حجت كنايه باشد از نفى لازمه آن ، يعنى خصومت ، و معناى جمله اين باشد كه ما بر سر اين ، دعوا و خصومت نداريم كه بين ما مردم تفاوت رتبه و درجه هست ، براى اينكه رب همه ما يكى است ، و ما همگى در اينكه بندگان يك خداييم يكسانيم ، و هر يك در گرو عمل خويش هستيم ، پس ديگر حجتى يعنى خصومتى در بين نيست ، تا هر يك به خاطر به كرسى نشاندن دعوى خود آن حجت را اقامه كند . از اينجا روشن مىشود كه معنايى كه بعضى « 3 » براى اين جمله كرده‌اند درست نيست ، و آن اين است كه « احتجاج و خصومتى نيست ، چون حق روشن شده ، و ديگر احتياجى براى احتجاج و يا مخالفت نمانده ، مگر اينكه كسى بخواهد با علم به حق عناد و لجاجت كند » ، چون سياق كلام و غرض از آن اين است كه بيان كند كه پيامبر ( ص ) مامور شده بين خود و امتش برابرى و مساوات اعلام كند ، و در مقام اين نيست كه چيزى از معارف اصولى را اثبات كند ، تا مفسر مذكور كلمه « حجت » را بر روشن شدن حق در آن معارف معنا كند . * ( « اللَّه يَجْمَعُ بَيْنَنا » ) * - مراد از ضمير گوينده « نا ما » مجموع گوينده و مخاطب در جمله هاى قبل است . و مراد از اينكه فرمود : « خدا ما را جمع مىكند » - به طورى كه مفسرين گفته‌اند - اين است كه : خدا ما را در روز قيامت براى حساب و جزاء جمع مىكند .

--> ( 1 ) آيا به تو ايمان بياوريم در حالى كه عده اى بى سر و پا پيروت شده‌اند . نوح گفت مرا چه كار كه افعال و احوال پيروانم را بدانم . اگر معرفتى داريد بدانيد كه حساب كار آنها بر كسى جز خدا نخواهد بود . سوره شعراء آيه 111 - 113 . ( 2 ) حساب مردم به هيچ وجه به دست تو نيست ، و حساب تو هم به هيچ وجه به دست مردم نيست . سوره انعام ، آيه 52 . ( 3 ) روح المعانى ، ج 25 ، ص 25 .